فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
مقالات و يادداشتهاي روز تأملات قرآنی در اخلاق سیاسی (بخش چهارم)؛ ریشه اخلاقی اعتماد به «آقای می‌گن»

تأملات قرآنی در اخلاق سیاسی (بخش چهارم)؛ ریشه اخلاقی اعتماد به «آقای می‌گن»

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

حامد دهخدا


░▒▓ مطلب اول
• من «مسؤولم».
• این، تمایز من، با رأسی از جماعت غیرانسان یا «دد» است.
• من «مسؤولم».
• با غیرانسان نمی‌توان گفت که به رغم نیاز، «خودنگهدار» باشید.
• ولی، با انسان می‌توان گفت.
• این سنخ سخن را فقط می‌توان با نوع بشر گفت.
• خصلت انسان آن است که می‌توان از او خواست که «خودنگهدار» باشد.
• خب؛ از این جور توجیهات بلدیم...
• «کارشناسان» و «روانشناسان» به ما یاد داده‌اند: وقتی نیاز فشار آورد، ارضاء می‌شود.

░▒▓ مطلب دوم
• نیاز به «خبر» فشار می‌آورد، پس، با «خرافه» و «گمان» و «شایعه» و «اینترنت» و «آقای می‌گن»، ارضائش می‌کنیم.
• می‌گوییم که ما و مردم به «شایعه» و «گمان» پناه می‌بریم، چون «خبر» نیست.
• شاید هم بر مبنای این پایه، آنها را که مورد تهمت واقع می‌شوند، به جای تهمت‌زنندگان مقصر می‌دانیم.
• می‌پرسیم: چرا از خود دفاع نمی‌کنند؟ حتماً کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. چرا درباره خود اطلاعات سالم و صحیح منتشر نمی‌کنند؟ حتماً کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. پس، ما آنچه دیگران درباره آنها می‌گویند را باور می‌کنیم. زیرا تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها...
• وقتی در دفاع از خود در پذیرش «گمان» و «شایعه» و «اینترنت» و «آقای می‌گن»، به این نحو استدلال می‌کنم، خود را هم‌پایۀ «ددان» شمرده‌ام.
• «ددی» که در حصاری محبوس شود، و نیاز آب و غذایش فراهم نشود، لاجرم حصار را می‌شکند، و «به هر قیمت» نیاز خود را برآورده می‌سازد. و در این حصارشکنی، «دد» مقصر نیست، «شکم» و «نیاز» و «شهوت» مقصرند.
• گاهی فکر می‌کنم که این لشگر کارشناسان و روانشناسان، من را با گوسفندان یکی گرفته‌اند. آنها می‌گویند و به این گفته خود اصرار دارند که وقتی نیازی از راه صحیح جواب نیابد، لاجرم، راه‌های ناصحیح و غیراخلاقی اولویت می‌یابند.
• ... پس، مردمی که راه صحیح خبر را نمی‌یابند، لاجرم به «گمان» و «شایعه» و «اینترنت» و «آقای می‌گن»، پناه می‌برند.
• و در این حصارشکنی، «شکم» و «نیاز» و «شهوت» مقصرند.
• خداوند آگاه به فرجام امور می‌فرماید...
• می‌فرماید که ریشه «خرافه» و «گمان» و «شایعه» و «اینترنت» و «آقای می‌گن»، فراموشی ياد خدا و حب دنياست.

░▒▓ مطلب سوم
• توجه... توجه... توجه: «وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً... فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا»
• «خرافه» و «گمان» و «شایعه» و «اینترنت» و «آقای می‌گن»، به صورت يك احتمال ضعيف در ذهن «آنها» ظاهر مى‏شود....
• سپس، «هواى نفس» به فعاليت برمى‏خیزد. آن را تزيين مى‏كند. شاید چون از آن نفع می‌برد، دوست دارد که تهمت را قبول کند.
• و احتمال ديگر را كه در مقابل آن قرار دارد را به فراموشى مى‏سپرد.
• و تدريجاً به صورت يك اعتقاد راسخ درمى‏آید، در حالى كه هيچ پايه‏اى نداشت.
• و خداوند آگاه به فرجام امور می‌فرماید که فراموشی ياد خدا و حب دنيا، آنها را در اين موهومات و خرافات غوطه‏ور می‌سازد: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا».
• منظور از «ذكر خدا» به عقيده بعضى از مفسران، قرآن کریم است، و گاه احتمال داده شده كه منظور، دلایل منطقى و عقلى است كه انسان را به خدا مى‏رساند، و نيز احتمال داده‏اند که همان ياد خداست كه نقطه مقابل «غفلت» است.
• ولى ظاهر اين است كه اين تعبير مفهوم گسترده‏اى دارد كه هر گونه توجه به خدا را چه از طريق قرآن کریم، و دليل عقل، و چه از طريق سنت، و ياد قيامت شامل مى‏گردد.
• اين نكته نيز از آيه استفاده مى‏شود كه رابطه‏اى ميان غفلت از ياد خدا، و اقبال به ماديات، و زرق و برق دنيا، و پذیرش «خرافه» و «گمان» و «شایعه» و «اینترنت» و «آقای می‌گن» هست.
• و قابل توجه اينكه در ميان اين دو، تأثير، متقابل است؛ غفلت از ياد خدا، انسان را به سوى دنياپرستى سوق مى‏دهد، همان گونه كه دنياپرستى، انسان را از ياد خدا غافل مى‏سازد، و اين هر دو، با هواپرستى همراه است، و خرافاتى كه هماهنگ با آن باشد در نظر انسان جلوه مى‏كند و تدريجاً تبديل به «اعتقاد» مى‏شود.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.