فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
برنامه درس‌ها | تالار گفتگو نظریه‌های جامعه‌شناسی سه تخته سیاه شماره 2 نظریه های جامعه شناسی 3: ماركسیسم ارتدكس

تخته سیاه شماره 2 نظریه های جامعه شناسی 3: ماركسیسم ارتدكس

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

كارل ماركس
⇐ اسقف باركلی
⇐ امانوئل كانت
⇐ فریدریش هگل
⇐ لودویك فوئرباخ
⇐ كارل ماركس (ایدة پدیدارشناسی ماتریالیستی)
⇐ مفهوم مهم “كار”؛ هستة تبیین ماركسیستی از تاریخ
⇐ دو عنصر اساسی ساختار كار در هر جامعه
⇐ نیروهای تولید
⇐ روابط تولید
⇐ سیر تاریخ بر حسب توالی رشد نیروهای تولید…پوست‌اندازی روابط تولید…رشد نیروهای تولید…پوست‌اندازی روابط تولید...
⇐ مراحل تاریخ: كمون اولیه(برده‌داری(فئودالیسم(سرمایه‌داری(كمون نهایی
⇐ در هر دوره كل پدیده‌های اجتماعی بر اساس عوامل زیربنایی دوگانه تبیین می‌شوند؛ از جمله نظام فكری
⇐ البته ماركس در این زمینه متزلزل می‌نماید؛ مثلاً گاه علم علوم طبیعی را مستثنی می‌كند و گاه آنها را هم داخل فرمول كلی زیربنا/روبنا می‌كند (در اینجا نظریة ماركس آسیب‌پذیر جلوه می‌كند)
⇐ جمع‌بندی كار ماركس (از دیدگاه مرداك و گلدینگ)؛ در نظام سرمایه‌داری:
⇐ انحصار سرمایه‌داری در تولید و توزیع نظرات؛
⇐ نظرات سرمایه‌داری در میان سایر نظرات از اهمیت بیشتری برخوردار است؛
⇐ این تسلط منجر به حفظ وضع موجود می‌شود.

ماركسیسم ارتدكس؛ مورد گراهام مرداك و پیتر گلدینگ
⇐ نقد رویكردهای فرهنگ‌گرا به ماركسیسم در اولویت‌بخشی مفرط به امر فرهنگی؛
⇐ منطق ترتیبی: اول باید ساختار اقتصادی و مالكیتی رسانه‌ها بررسی شود، بعد ساختار فرهنگی؛
⇐ آنها همچنین به جریان اصلی ماركسیسم اولیه نیز این نقد را روا می‌دارند كه بر عوامل فرهنگی توجه نداشته است؛
⇐ اهم واقعیات موجود در موضوع رسانه‌ها از دیدگاه مرداك و گلدینگ:
⇐ كاهش استقلال رسانه‌ها: توجه بیشتر به بازارهای بزرگ+بی‌توجهی به بخش‌های كوچكتر و فرودست‌تر؛
⇐ محدود شدن مالكیت در دست عده‌ای معدود؛
⇐ جلوگیری از ورود جریان‌های بدیل به رسانه‌ها؛
⇐ رسانه‌ها دست به توجیه نابرابری می‌زنند؛
⇐ روی آوردن رسانه‌ها به فرمول‌های آزمایش شده و ابتذال؛
⇐ مردم عمدة دانش خود را از رسانه‌ها به دست می‌آورند.
⇐ سه دستور كار مهم برای پژوهش‌های آتی چپگرایانه:
⇐ رسانه‌های دولتی(تلاش آنها برای اثبات كارآمدی‌شان در پیشبرد اهداف منابع قدرت منجر به وابستگی آنها می‌شود؛
⇐ ساختار مالكیت رسانه‌های از سوی شركت‌های بزرگ؛
⇐ فرایند مصرف‌گرایی.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.