فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
مقالات و يادداشتهاي روز دورکیم؛ «عقل‌گرایی علمی»

دورکیم؛ «عقل‌گرایی علمی»

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

برداشت آزاد


• دورکیم، در «قواعد روش جامعه‌شناسی»، آن جایی که پوزیتویسم را یک موضع روش‌شناختی ناکارا معرفی می‌کند، به روش خود عنوان «عقل‌گرایی علمی» می‌دهد.
• دورکیم کار روش شناختی‌اش را با بیان اینکه واقعیت‌های اجتماعی، اعیان اجتماعی‌اند، آغاز می‌کند.
• اگر چه ارزش‌ها و ایده‌های جمعی، بایستی به عنوان چیزهایی که واجد خواص ابژه‌ها هستند مورد بررسی قرار گیرند، اما دورکیم مصر است که این، موضعی روش‌شناختی و نه موضعی معرفت‌شناختی خواهد بود.
• دورکیم می‌کوشد به تبیین این نکته بپردازد که او از روش علوم طبیعی استفاده نمی‌کند، هر چند می‌خواهد تا با تأکید بر اصطلاح «واقعیت»، ما را ملتفت این نکته سازد که باید آنها را به مثابه چیزهایی که قبل از ما بوده و پس از ما هم خواهند بود در نظر بگیریم. آنها را نباید به مثابه مقولات سوبژکتیو یا ذهنی ببینیم.
• با در نظر گرفتن پدیده‌های اجتماعی به «واقعیت»، آن‌ها نیازمند حالتی از عینیت و سرمدیت هستند: قبل از ما بوده و پس از ما هم خواهند بود. با این وجود، توضیحات او به معنای صدور حکم درباره عینی بودن این واقعیت‌ها نیست، زیرا او بحثی معرفت‌شناختی ارائه نمی‌دهد. این، تنها یک استراتژی روش‌شناختی است.
• خیلی دقت لازم است برای به خطا نرفتن. از آن سوی، گر چه جامعه‌شناسی دورکیمی با اقتباس او از شوپنهاور و پراگماتیسم و روسو، به جامعه به عنوان مجموعه‌ای از ایده‌ها نزدیک می‌شود، اما نمی‌توان آن را به روان‌شناسی یا باطن‌گرایی تقلیل داد. نه سوبژکتیویسم و نه حس‌گرایی، برای روش جامعه‌شناختی کفایت نمی‌کنند.
• دورکیم در مقاله‌اش، «فردگرایی و بازنمودهای جمعی»، در تشریح این مسأله به مثالی از دین در یونان باستان و روم اشاره می‌کند. بررسی بازنمودها در اساطیر و جهان‌بینی یونان، بایستی در زمینه‌ای گسترده‌تر از ساختار اجتماعی و در مطالعه نهادهای سیاسی شهری، ساختار قبایل اولیه و ماهیت خانواده بررسی شوند.آنچه مهم است صرفاً بیانی انضمامی از اخلاق یا نهادهای حقوقی یا سایر «واقعیت»هاست.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.