فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
مقالات و يادداشتهاي روز جامعه‌شناسی مقدماتی «بلوا در فوتبال»؛ پیتر مارش: یك تبیین خوش‌بینانۀ روانشناختی

جامعه‌شناسی مقدماتی «بلوا در فوتبال»؛ پیتر مارش: یك تبیین خوش‌بینانۀ روانشناختی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

برداشت آزاد


مارش و همكارانش در دانشگاه آكسفورد به دو نوع پرخاشگری قائل‌اند. یكی را پرخاشگری یا خشونت واقعی می‌نامند و دیگری را آیینی. اولی را اعمال خشونت جسمانی علیه دیگران تعریف می‌كنند و دومی را كنایی یا نمادین می‌دانند، مثل نشان دادن اسلحه به جای استفاده از آن (هر چند در شرایطی ممكن است به استفاده از آن و ضرب و جرح و قتل نیز بینجامد، كه در این صورت نوع دوم به نوع اول منتهی شده است).
      پرخاشگری آیینی محصول توافقی در مورد مجموعه‌ای از قواعد است كه از گفته‌های شركت‌كنندگان در آن می‌توان آنها را استنباط كرد. قواعد دربارۀ زمان مناسب حمله، شكل و اهداف حمله، و ختم آن است. مارش و همكارانش از مصاحبه‌هایی كه با بلواگران فوتبالدوست كرده‌اند پاره‌ای از قواعد را به دست آورده و به نتیجه رسیده‌اند كه قصد آنها از جنگیدن با حریف فقط كوچك كردن و به تسلیم واداشتن اوست، نه ضرب و جرح یا قتل او.
      مارش و همكارانش ادعا می‌كنند كه بلوای فوتبال یك گونۀ امروزی پدیده‌ای است كه در همۀ جوامع بشری وجود داشته است. همانندش را حتی در میان بعضی حیوانات نیز می‌توان یافت و رفتاری طبیعی است كه دانشمندان آن را «آیینی‌سازی پرخاشگری» نامیده‌اند. مارش و همكاران نمی‌گویند كه پرخاشگری انسان را تا چه اندازه می‌توان مادرزادی دانست، ولی معتقدند كه احتمالاً‌ در ساختمان ژنتیك انسان چیزی وجود دارد كه مقدمات پرخاشگری را فراهم می‌آورد.
      در عین حال آنها اذعان می‌كنند كه انگیزش و مهار پرخاشگری در انسان، تا حد زیادی، فرایندی فرهنگی به نظر می‌رسد. به عبارت دیگر اگر چه پرخاشگری ممكن است شالودۀ زیست‌شناختی داشته باشد، شرایط انگیزش آن، هدفهای آن و نحوۀ جلوگیری از آن، فرهنگی است. همچنین آنها ادعا می‌كنند كه اگر ضرب و جرحی در بلوای فوتبال رخ می‌دهد یا تصادفی است، یا به دلیل بی‌توجهی بعضی از شركت‌كنندگان به قواعد آن. یك عامل مهمتر صدمات، به زعم آنها، دخالت طرف ثالثی مثل پلیس است كه پرخاشگری را از مسیر عادیش خارج می‌كند؛ اینگونه توافق شكننده‌ای كه گفتیم در مورد قواعد پرخاشگری آیینی در میان طرفین وجود دارد مختل می‌شود و خشونت خوب، به تعبیر مارش، جای خود را به خشونت بد می‌دهد. پرخاشگری نظم قاعده‌مند خود را از دست می‌دهد و خون و خونریزی به دنبال می‌آورد. ظاهراً مارش و همكارانش در مورد میزان تأثیر و وزن این متغیرهای فرهنگی در مقایسه با عوامل روانی توضیحی نمی‌دهند و این عمده‌ترین نقیصه در مساعی نظری ایشان است. وانگهی، اینكه رویارویی‌های بلواگران با یكدیگر مؤلفه‌ای آیینی دارد و خشونت آنها كمتر از خشونت جنگی است، خود به خود به این معنا نیست كه پس در همۀ موارد می‌توان آنها را آیینهای بی‌ضرری دانست كه عاری از خشونت زیان‌آور هستند؛ ممكن است مانند آیین یا بازی بی‌ضرری آغاز شوند اما در موارد بسیاری به خشونتی می‌انجامد كه ویرانگریش شوخی بردار نیست، چنانكه در تاریخ فوتبال به كرات دیده‌ایم. همچنین قاعده‌مند بودن عملی، به خودی خود، از خشونت آن نمی‌كاهد. بستگی دارد به آنكه قاعده چه قاعده‌ای باشد، چه كاری را منع كند یا روا دارد، و خود چگونه و چقدر اعمال شود.

░▒▓ منابع:...

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.