فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
مقالات و يادداشتهاي روز دورکیم و بر پایی «سیانس/ساینس جامعه‌شناسی»

دورکیم و بر پایی «سیانس/ساینس جامعه‌شناسی»

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

برداشت آزاد


• امیل دورکیم، در آثار و سخنرانی‌هایش درباره ژان ژاک روسو در دانشگاه بوردو، می‌خواست ربط میان ظهور «سیانس/ساینس جامعه‌شناسی»، فلسفه سیاسی فرانسوی و اندیشه‌های یونان باستان را شرح دهد.
• دورکیم بر این باور بود که روسو خود را از فردگرایی وآزادی‌خواهی خام عصر خویش، با ترسیم فلسفه‌ی اجتماعی افلاطون و ارسطو رها ساخت.
• در شرایطی که تامس هابز و جان لاک، جامعه را به مثابه زایده و شری لازم قلمداد می‌کردند، این، روسو بود که ملهم از الگوی دولت-شهر یونان باستان، توافقی میان یک فردگرایی فوق‌العاده رمانتیک از یک سوی، و یک جمع‌گرایی نیرومند حتی مساوات‌طلب برقرار کرد.
• روسو، دیدگاهی را مطرح ساخت که در آن، فرد، نهایت کمال، آزادی و سعادت را در جامعه و در پرتو قانون و حکومت، و نه در حال طبیعی به دست می‌آورد.
• افکار یونان باستان، مبانی لازم را برای قیاس میان نهادهای اجتماعی و ارزش‌های فرهنگی یونان باستان از یک سوی، و وضع و حال پریشان آغازین شهروندان مدرن در اختیار روسو قرار می‌دهد.
• این فلسفه‌ی سیاسی است که به طور مستقیم، با فردگرایی سنتی در مکتب حقوق طبیعی و اقتصاد سودگرایانه در تضاد و تقابل قرار می‌گیرد.
• ملهم از روسو، دورکیم نیز بر آن است که جامعه یک واقعیت است که کمال انسانیت را بازنمود می‌کند و...
• و آن قدر کامل، و آن قدر صاحب هستی مستقل هست که بتوان آن را مستقلاً با رویدادهای خودش مورد پژوهش قرار داد.
• از این بابت است که دورکیم، روسو را در کنار منتسکیو، طلایه‌دار دیگری برای «سیانس/ساینس جامعه‌شناسی» می‌دانست. یکی از پرسابقه‌ترین مسائل معرفت‌شناختی پاگیری «سیانس/ساینس جامعه‌شناسی»، به رسمیت شناختن این مسأله بود که جامعه بتواند به خودی خود مورد مطالعه قرار گیرد. حال، مونتسکیو تأکید داشت که ابعاد و اندازه‌ی جامعه، اتفاقی و از سر تصادف نیست، بلکه متکی بر قوانین و الگوهای اجتماعی ثابت و پایدار است. روسو نیز، واقعیت اجتماعی را به مثابه نحوی از هستی تام و قابل رسیدگی مستقل نمودار کرد.
• روسو آنچه را مونتسکیو باقی گذارده بود، برداشت. در حالی که مونتسکیو ماهیت و صورت‌های جامعه را بررسی می‌کرد، روسو اصول و ریشه نهادهای اجتماعی را با دقت و موشکافی وصف‌ناپذیری مورد مطالعه قرار می‌داد.
• دورکیم، رهیافت‌های اساسی خود را با تمرکز بر فلسفه‌ی سیاسی روسو، مواضع او در امیل، قرارداد اجتماعی یا مبانی حق سیاسی، یا دیدگاه‌های او درباره منشاء و مبنای نابرابری، اقتباس کرد. الهامات نظری اصلی روسو در مورد وضع طبیعی، خاستگاه‌های جامعه مدنی، مالکیت، تقسیمات طبقات، اشکال حاکمیت عمومی، ارادۀ عمومی و دموکراسی، علاوه بر ایده‌هایی در مورد ماهیت و صورت جامعه است که عناصر بسیار تعیین کننده را برای مبانی آینده «سیانس/ساینس جامعه‌شناسی» فراهم می‌کند.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.