فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
مقالات و يادداشتهاي روز مسأله مشترک «آگاهی»

مسأله مشترک «آگاهی»

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

برداشت آزاد


• «آگاهی»، نقش مرکزی در نظریه‌های جامعه‌شناسی کلاسیک، بازی می‌کند.
• کارل مارکس، در آثار اولیه، علاقمند به آگاهی کاذب و ایدئولوژی است که از مقولات اقتصاد سیاسی اسمیت، ریکاردو و مالتوس، و نیز ساختارهای کار و تولید و از همه مهم‌تر، از هگل اقتباس شده بود. در کارهای بعدی، منطق، ساختار و تاریخ سرمایه را مورد تحلیل قرار می‌دهد. کلاً مفهوم «آگاهی»، نخ تسبیح همه آثار مارکس است. می‌تواند ما را در این مورد که حیات فکری مارکس یکپارچه است متقاعد نماید.
• مارکس با اتخاذ روش و منطق فیزیک و متافیزیک ارسطو و پدیدارشناسی روح و منطق هگل، سرمایه‌داری را از طریق یک نظریه انتقادی مورد بررسی قرار می‌دهد، و بر اساس آن، تضادهای درونی دیالکتیکی نهفته در قلب سرمایه را نشان می‌دهد و منطق مخرب درونی، عقلانیت غایت‌شناختی و ذات نظام اجتماعی مدرن را بیان می‌دارد.
• سرمایه‌داری، یک سیستم اقتصادی به شدت ناقص و مرمت‌ناپذیر است که توسط یک رقابت مکانیکی و ناآگاهانه، نوآوری تکنیکی مستمر، و گرایشات ساختاری به سمت مازاد تولید، اتلاف اقتصادی و اجتماعی و کاهش نرخ سود حرکت می‌کند. سرمایه‌داری همچون کودکی است که ظرف پرآبی را حمل می‌کند. او برای حمل این همه مازاد زیادی بچه است.
• ماکس وبر، با روش‌شناسی تفسیری و تاریخی، رویکرد متفاوتی به آگاهی اتخاذ می‌کند. او جامعه‌شناسی را به مثابه مطالعه‌ی باورها و کنش‌های اشخاص شخیص تاریخی می‌نگرد.
• هدف جامعه‌شناسی، فهم کنش انسانی به عنوان محصولی از تصمیم آگاهانه‌ای است که یک فرد در بخشی از تاریخ می‌گیرد.
• اما در اینجا، عنصر دیگری از وبر در اقتصاد و جامعه و تاریخ اقتصاد عمومی وجود دارد که بر اهمیت ساختارها و نهادهای تاریخی تأکید می‌ورزد که گویای منشاء جامعه غربی هستند.
• این نظریه «عقلانی‌سازی» اوست که با پرسشی شبه کانتی بیان می‌شود: شرایط ضروری و جهانشمول برای امکان سرمایه‌داری چیست؟
• این پرسش، رویکرد متفاوتی به جامعه‌شناسی و مفهوم کانتی «روش فهم»، به دست می‌دهد.
• وبر با ترکیب روش‌های تفسیر تاریخی و ساختارگرایی، این نکته را تأیید می‌کند که بخش زیادی از کنش اجتماعی، در پس زمینه‌ی ذهن افراد، اتفاق می‌افتد.
• آثار اولیه امیل دورکیم، بر روش کارکردگرایی مبتنی بر آزمون واقعیت‌های اجتماعی تأکید دارد، ولی، کارهای بعدی او و خصوصاً صور ابتدایی حیات دینی، بیشتر کانتی هستند که در آن‌ها بر وجدان جمعی و بازنمودها و باورهای اجتماعی مشترک اصرار دارد. جامعه‌شناسی در نظر او، یک رشته‌ی اخلاقی می‌شود. او در مطالعه درباره‌ی حقوق، تعلیم و تربیت، دین، سیاست و اخلاق، عملاً روش تطبیقی و تاریخی، و جامعه‌شناسی تفسیری را به کار می‌گیرد. او جامعه‌شناسی را مبتنی بر یک علاقه‌ی عملی به رهایی و آزادی انسانی و سازگاری اخلاقی می‌داند.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.