فیلوجامعه‌شناسی

در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و  اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

 

 ادامه مطلب...
مقالات و يادداشتهاي روز تأملات قرآنی در اخلاق سیاسی (بخش سوم)؛ در فضیلت طمأنینه...

تأملات قرآنی در اخلاق سیاسی (بخش سوم)؛ در فضیلت طمأنینه...

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

حامد دهخدا


░▒▓ مطلب اول
• «طمأنینه»...
• «طمأنینه»...
• دیگر «طمأنینه» فضیلت نیست.
• قدیم‌ها، کمی قدیم‌ها، یادتان هست؟ پیران و مردان با فضیلت، مانند شخصیت «ابن‌سینا»ی فیلم کیهان رهگذر بودند. به آرامی راه می‌رفتند، اندک سخن می‌گفتند، و به هزم و جزم عمل می‌کردند.
• ولی امروز، دویدن و فریاد زدن و گشودن پرده زمان است که ارزشمند تلقی می‌شود.
• بُدو تا از دنیا عقب نیفتی.
• سیاستمداران جوان یا پیران جوانی الگو می‌شوند که تند و تند حرف می‌زنند؛ تند و تند راه می‌روند؛ تند و تند تصمیم می‌گیرند.
• اصلاً شبیه شخصیت «ابن‌سینا»ی فیلم کیهان رهگذر نیستند.
• هستند سیاستمداران جوان یا پیران جوانی که با عبور از «طمأنینه»، «سهو» را به «قاعده» بدل کرده‌اند. و وقتی «سهو» به قاعده تبدیل شود، «جهالت»، نام «هوشمندی» به خود می‌گیرد.
• جوانان، و پیرانِ جوانی که تلاش می‌کنند پرده زمان را بگشایند و خود را به سوی آینده پرتاب نمایند، می‌پذیرند که متهورانه باید دل به حوادث بزنند، و در عین ارتکاب چند خطا، مواهبی به دست آورند.
• بله؛ وقتی «سهو» به قاعده تبدیل شود، «جهالت»، نام «هوشمندی» به خود می‌گیرد.
• این، همان چیزی است که این روزها به آن، «اعتماد به نفس» می‌گویند.
• «سهو»، همان چیزی است که به آن، «هوشمندی» می‌گویند.
• و این، از سر «شکم‌سیری» است.
• عصر «شکم‌سیری»، روزگاری است که در آن خطاها به هر حال، قابل جبران «تصور می‌شوند».
• پس، جوانان و پیران جوانی پدید می‌آیند که ده کار می‌کنند، تا از مواهب هشت کار بهره‌مند شوند، هر چند که دو کار خبط و خطا باشد. آنها مطمئن هستند که در فاز بعد، کارهایی می‌کنند که دو خطای قبلی اصلاح شود.
• ولی، چه کسی است که نداند، خطاها، همواره برگشت‌پذیر نیستند؟

░▒▓ مطلب دوم
• توجه... توجه... توجه: «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم».
• خداوند آگاه به فرجام امور می‌فرماید...
• می‌فرماید که از پيروى و متابعت هر چيزى كه بدان علم و يقين نداريم، بر حذر باشیم، و چون مطلق و بدون قيد و شرط است، پيروى اعتقاد و دل و گفتار و عمل را شامل مى‏شود.
• پس، آموزه تفصیلی آیه شریفه این می‌شود: به چيزى كه علم به صحت آن ندارى معتقد مشو؛ چيزى را كه نمى‏دانى مگو؛ بیهوده به چیزی بددل و خوشدل مشو؛ و كارى را كه علم بدان ندارى مكن. همه اينها، پيروى از غير علم است.
• انسان، فطرتا در مسير زندگي (در اعتقاد و عمل و...)- جز رسيدن به واقعیت مستمر، هدفى ندارد. او مى‏خواهد اعتقاد و عملى داشته باشد كه بتواند قاطعانه بگويد واقع و حقيقت و مستمر است. او می‌خواهند، حال و آینده‌اش را تضمین کند. ... اين، تنها با پيروى از علم محقق مى‏شود، گمان و شك و وهم چنين خاصيتى ندارد.
• و دل خوش کردن انسان‌ها به «وهم»، حاصل یک «تب» است. «تب پست مدرنیسم» یا «تب سروشیسم» یا «تب هر کسی نظری دارد و نظرش برای همه محترم است». این «تب»، خود را در الگوهای تلویزیونی و سینمایی متبلور می‌کند. خیلی هستند که هوس می‌کنند تا «آل پاچینو» یا «آلن دلون» شوند. آنها هستند که آینده را با موفقیت می‌گشایند، منتها با «وهم»، نه با «یقین».
• انسانى كه سلامت فطرت را از دست نداده، در اعتقاد خود، پيرو آن چيزى است كه آن را حق و واقع مى‏يابد، و در عمل، آن عملى را مى‏كند كه خود را در تشخيص آن محق مى‏بيند.
• در آنچه خود قادر بر تحصيل علم هست، علم خود را پيروى مى‏كند، و در آنچه كه خود قادر نيست، از اهل خبره تقليد مى‏كند.
• نهایتاً، معناى آيه اين مى‏شود كه: در هر اعتقاد يا عملى كه تحصيل علم ممكن است، پيروى از غير علم حرام، و در اعتقاد و عملى كه نمى‏شود به آن علم پيدا كرد، زمانى اقدام و ارتكاب جایز است كه دليل علمى آن را تجويز نمايد، مانند اخذ احكام از پيغمبر و پيروى و اطاعت آن جناب در اوامر و نواهى كه از ناحيه پروردگارش دارد، و عمل كردن بیمار طبق دستورى كه طبيب مى‏دهد، و مراجعه به صاحبان صنايع در مسائلى كه بايد به ايشان مراجعه شود، زيرا در همه اين موارد، دليل علمى داريم بر اينكه آنچه اينان مى‏گويند مطابق‌ترین با واقع است.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.